محمد تقي جعفري
182
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
« النّاس نيام و اذا ماتوا انتبهوا » ( مردم در خوابند وقتى كه بميرند بيدار ميشوند ) اين حديث را ابو الحسن تهامى در قصيده اى كه در مرگ فرزندش سروده ، چنين تفسير كرده است : العيش نوم و المنيّة يقظة و المرء بينهما خيال سار ( زندگى خوابى است و مرگ بيدارى و انسان ميان اين خواب و بيدارى ، خيالى در جريانست ) نيست وش باشد خيال اندر جهان تو جهانى بر خيالى بين روان مولوى اين پديدهء خواب آلودگى باعث مىشود كه آدمى از نگرش به چهرهء جدى جهان هستى غفلت بورزد و بجاى تعين رابطهء منطقى ميان خود و جهان هستى كه حتى يك ميلياردم يك جزء ناچيزش شوخى نمىپذيرد ، به هوى و هوسهايش بپردازد . اين پرداختن به هوى و هوسهاى خوشايند كه ضمناً پردهء تاريك به چهرهء جدى جهان هستى مىزند ، همان شعلهء خوشاينديست كه تباه شدن جسم محترق را به دنبال دارد : آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار مولوى پس چه خطرناك است اين هوىپرستى كه تباه شدن جدىترين موجود يعنى انسان را در كارگاه جدى خلقت بدنبال خواهد داشت . بيائيد پيش از آنكه آرزوهاى بىاساس و آمال بىمغز حيات بامغز و پرمعناى ما را درهم نوردد و آن را به ديار نيستى بفرستد ، با آن اميدهاى محرك و نتيجه بخش حركت كنيم كه محصولش زاد و توشهء حركت ما در مسير كمال باشد .